درود بر ذریه پاک رسول الله_((السلام علیک یا ثارالله و بن ثاره))
مىگويند: شما در عصر فضا و اتم زندگى مىكنيد آنگاه بر كسى اشك مىريزد كه صدها سال پيش در گذشته است و بر مزارهايى سفر مىنماييد كه چيزى جز صخره و سنگ نمىباشد؟! در پاسخ مىگوئيم :«چنانكه گفتهاند: «بعد زمان» را در «ابديت» اثرى نيست ابديت را در ماوراى زمان ـ در عرصهاى برتر از زمان ـ حكومت است ابديت هميشگى است. جاودانان رهبران بزرگ بشريت به ابديت تعلق دارند، از اين رو قرنها نيز در طول حيات معنوى آنان، مفهوم متداول خود را از دست مىدهند(1) امام حسين بن على (عليه السلام) از زمره جاودانان از رهبران بزرگ بشريت است سخن از وى سخن از تاريخ نيست سخن روز است. سخن از ابديت است سخن از هميشگى خروشان و شكوفا و پر فروز است. اين زنده جاويد نزديك چهارده قرن ـ به حساب تاريخ ـ پس از مرگ جسمانيش همچنان امروز نيز بر دلها حكومت مىكند و هنوز پرتو وجودش نه تنها در حيات ما بلكه در حيات جهان معاصر ودر عصر فضا و اتم «حوادث بى نظير» ايجاد مىكند و به صورت يكى از «شور انگيزترين حماسههاى تاريخ بشريت» در آمده و همه ساله نيرومندترين امواج احساسات ميليونها انسان را در اطراف خود بر مىانگيزد و مراسمى پرشورتر و هيجان انگيزتر ازهر مراسم ديگر به وجود مىآورد . راستى چرا به اين حادثه تاريخى ـ كه شايد در تاريخ مشابه فراوان دارد ـ اهيمت داده مىشود؟ ! چرا مراسم بزرگداشت اين خاطره هر سال پرشكوهتر و پرهيجانتر از سال پيش برگزار مىگردد؟ اين همه تعظيم و تكريم و سپاس اين همه سوز و گداز پس از چهارده قرن، آخر براى چيست؟ آن را چه معنائى است؟! حقيقت اين است كه اين زنده جاويد پس از قرنها، همچنان بر قلبهاى انسانهاى آزاده قدرتمندانه حكومت مىكند و در جامعه «موج معنوى» ايجاد مىنمايد. حتى هنوز هم به طور عميق يك قدرت محرك معنوى و يك نيروى كنترل اجتماعى بزرگ به شمار مىرود. اما از زيارت زيارتگاههاى مقدس هرگز سنگها و صخرهها هدف و غايت نمىباشند چه اگر غرض خود آنها مىبود همين كوهها سر به فلك كشيده انسان را از مشقت سفر و طى راههاى طولانى بى نياز مىساخت پس مقصود بالذات صاحب مزار است وبزرگ داشتن سنگها به جهت شرف انتساب به صاحبان آن مزارها است مانند محترم داشتن جلد قرآن كريم وسنگها و آجرهائى كه خانه كعبه ومسجد رسول خدا (صلى الله عليه و آله) و ساير اماكن مقدس از آنها ساخته شده است . الان مىبينيم كه دولتها و ملتها در حفظ مقبرههاى شخصيتهاى بزرگ خويش مىكوشند و به دور آنها هاله تقديس مىكشند. در تاريخ نوشتهاند هنگامى كه سر مبارك حسين (عليه السلام) را به نزد يزيد آوردند وى در مجلس شراب حضور داشت اتفاقا قاصدى از طرف پادشاه روم به مجلس يزيد بار يافت و سر مبارك حسين (عليه السلام) را درمقابل يزيد مشاهده كرد و چون دانست كه آن سر مبارك به حسين (عليه السلام) تعلق دارد عمل يزيد را به شدت نكوهش نمود و گفت اى يزيد داستان «كليساى حافر» را شنيدهاى؟ گفت چگونه است؟ رومى گفت: در پيش ما مكانى است كه گويند خر عيسى از آنجا گذر كرده است در آنجا كليسائى بنا نهادهاند كه نام آن به سم خر عيسى منسوب بوده و به كنيسه حافر «سم» شهرت دارد ما هر سال به زيارت آنجا مىرويم و نذورات خود را به آنجا اهدا مىكنيم. روى اين حساب اى يزيد من گواهى مىدهم كه تو خطا كارى و از راه راست به دورى! يزيد خشمگين شد و به كشتن قاصد فرمان داد رومى به سوى سر نازنين حسين (عليه السلام) رفت و آن را بوسيد و شهادتين بر زبان جارى كرد و سپس او را گرفتند و بر در قصر به دار كشيدند.(2) زيارت، ارتباط روحى زائر با صاحب قبر است زائر قبر ابا عبد الله الحسين (عليه السلام) با آن حضرت تجديد بيعت مىنمايد و لذا ائمه اطهار عليهم السلام با توصيه و ترغيب به زيارت سالار شهيدان اين نهضت مقدس را براى هميشه زنده و جاويد نگهداشتهاند البته زيارت همه امامان مورد تأكيد است ولى رواياتى كه در ترغيب وتشويق زيارت امام حسين (عليه السلام) رسيده فوق العاده زياد است امامان با اين توصيهها در صدد آن بودند كه شيعيان پيوستگى عملى با اهداف آن بزرگوار داشته باشند. امام سجاد (عليه السلام) كه خود چندين بار مخفيانه به زيارت سالار شهيدان رفته در گفتار خويش نيز سفارش زيادى به زيارت امام حسين (عليه السلام) داشته است. «ابو حمزه ثمالى» گويد: از امام سجاد (عليه السلام) در مورد زيارت امام حسين (عليه السلام) پرسيدم، حضرت فرمود: «زُره كل يوم فان لم تقدر فكل جمعة فان لم تقدر فكل شهر فمن لم يزره فقد استخف بحق رسول الله (صلى الله عليه و آله)(3) «هر روز آن حضرت را زيارت كن، اگر نمىتوانى هفتهاى يك بار، اگر نمىتوانى ماهى يكبار، پس كسى كه اصلا آن حضرت را زيارت نكند، درحقيقت حريم رسول الله را خفيف شمرده است». ولى مهمتر از سوگوارى و زيارت آشنايى به مكتب امام حسين و شهداى كربلا و پيوستگى عملى به اهداف بلند آن بزرگوار است. مهم پاك بودن و پاك زيستن و درست انديشيدن و تأسى عملى به او است. پی نوشتها : 1- ديباچهاى بر رهبرى: ص .330 2- به نقل: علامه مغنيه شيعه وعاشورا: ترجمه، ص 59 ـ .58 3- كامل الزيارات: ابن قولويه. حضرت حیدر به نام فاطمه حساس بود خلقت از روز ازل مدیون عطر یاس بود ای که بستی راه را در کوچه ها بر فاطمه گردنت را میشکست آنجا اگر عباس بود
تظاهرات چند صد هزار نفری مردم بحرین در روز گذشته، که با عنوان روز عزاری عمومی برای شهدا و همزمان با برپایی نماز جمعه صورت گرفته است، میدان مروارید شهر منامه پایتخت بحرین را وارد فاز جدیدی از انقلاب علیه خاندان صهیونیستی ـ سعودی آل خلیفه کرده است . به گزارش رجانیوز، اعتراضات در بحرین زمانی به صورت انقلاب خود را نمایان کرد، که دولت پادشاهی بحرین با حمله به تظاهرات کنندگان بحرینی در 14 فوریه و کشتار عده ای از مردم موجب خشم مردم بحرین شد. کهیعص که از حروف مقطعه قرآن مجید است به این معنیست ک:کربلا ه:هلاکت عترت پیامبر ی:یزید پلید و ظالم و ص:صبر امام بر محنتی بزرگ. و خداوند متعال نام پنج تن آل عبا را به حضرت زکریا یاد داد و آنحضرت هر گاه نام محمد علی فاطمه و حسن را میبرد مسرور میگشت و چون به نام حسین میرسید و بر زبان می آورد آنچنان گریه میکرد که نفسش میبرید. از خداوند جویای علت شد و خداوند به او فرمود او فرزند بهترین بندگان من است که در صحرای کربلا بدین گونه به شهادت میرسدو حضرت زکریا عرض نمود آیا بهترین بندگانت را قربانی میکنی تا آنان را بیازمایی؟آ آیا بزرگوارترین انسانها را در سوگ فرزندشان داغدار میکنی؟ پس به من فرزندی عطا کن و مرا در داغ او سوگوار کن و بدین گونه خداوند یحیی را به حضرت زکریا داد و زکریا را در داغ فرزند سوگوار نمود. بسم رب الشهداء و صدیقین درود خداوند بزرگ بر روان پاک ابرمرد تاریخ که با حماسه بزرگش برق عدالت را بر روی سیاهی و تاریکی کشید و تا پایان تاریخ نشان عدالت و راستی فرق تاریکی را نشانه گرفت. در تاریخ دو گونه رخداد و حادثه قابل تشخیص هستند: 1) پدیده هایی که در همان زمانیکه در حال جریان هستند عظمت و شکوهشان مشخص است 2) پدیده هایی که در زمانهای آینده و دور ارزش آن با قهرمانانش قابل بررسی است. از پدیده های نخست میتوان به جنگهایی اشاره کرد که پادشاهان مختلف در مقطع زمانی کوتاه به دست آوردند اما پدیده های دسته دوم بسیار پیچیده تر و شگفت انگیز ترند مانند جانفشانیهای بزرگان که در زمان خودشان عوام مردم توانایی درک آنها را نداشتند. پدیده هایی نیز هستند که هم در زمان خودشان و هم در زمانهای بعد از طراوت و تازگی برخوردارند و موجب جریانهای دیگری میشوند که از آن جمله حادثه دهم محرم سال 61 هجری و شهادت امام حسین علیه السلام است. عاشورا سال 61 هجری در همان زمان هم توسط مردم درک شد اما از آن به درستی بهره برداری نشد تا به تشکیل حکومت اسلامی بیانجامد تنها از بعد معنوی در تاریخ عامل حرکت و جنبش های آزادیخواهی گردید. عاشوراییکه نشان میدهد عده ای قلیل در برابر تمام قدرت زمان برای آزادی و عدالت و راه راست ایستاده اند و در جنگی که حتی کمترین امکان پیروزی وجود ندارد وارد میشوند گویایی این واقعیت است که گاهی مرگ هم میتواند موجب پیروزی در زمانهای آینده را فراهم آورد. از آن جمله میتوان به قیام توابین به رهبری سلیمان بن صرد خزایی اشاره کرد که بعد از شهادت امام حسین انگشت حسرت بر دهان گرفت و چاره را تنها در کشته شدن دید. و یا قیام مختار که در برهه زمانی کوتاه موجب تشکیل حکومت شیعی در کوفه و نواحی اطراف آن گردید. و جنبش ها و قیامهای دیگری که در زندگی سیاسی مذهب تشیع و حتی تسنن رخداد و مرگ را بهتر از زندگی در زیر سایه استبداد میدانستند. در ایران نیزکه خاستگاه مذهب تشیع به شمار میرود در طول تاریخ شاهد این گونه قیامها بوده ایم من جمله: قیان تنباکو و نیز جنگهای ایران و روس که در بعضی موارد با فتوای علما برای بیرون راندن نیروی کفر صورت گرفت اما به دلیل بیکفایتی زمامداران به سرانجامی نرسید. تا اینکه در جریان شکل گیری نهضت با شکوه انقلاب اسلامی ایران که بیشتر جنبه مذهبی داشت الگوی عاشورا به صورت گسترده به کار گرفته شد و یک ایدئولوژی قدرتمند برای مبارزه با حکومت وقت فراهم کرد. به ویژه اینکه در ایام محرم و بالخص دهه اول ماه شاهد اوج گیری اعتراضات به رژیم هستیم. در واقع انقلاب اسلامی ایران بار دیگر نشان داد که بدون سلاح هم میتوان بر ارتش تا بن دندان مسلحی که مورد حمایت تمام قدرتهای زمان است پیروز شد. در خصوص بیداری اسلامی نیز این واژه برای نخستین بار توسط سید جمال الدین اسد آبادی برای اتحاد دنیای اسلام و بازگشت به شکوه گذشته اسلام به کارگیری شد. بیداری اسلامی در واقع یک جریان بزرگ ناشی از سرخوردگی مسلمانان از ضعف حکومتهای پیشین و بلاهایی که استعمار بر سر آنان آورده میباشد. در برابر ایدئولوژی پوسیده مکاتب سیاسی موجود مثل مارکسیسم لیبرالیسم و ... مکتب عاشورا همچنان پویا و زنده استو سرچشمه بزرگی برای رودهای خروشان مردم آزادیخواه به شمار میرود. مردم منطقه خاور میانه پس از گذشت سالها از دیکتاتوری حاکم بر سرنوشتشان و حقارت خویش چاره را در ایدئولوژی عاشورا دیدند که فریاد میزند مرگ بهتر از زندگی باذلت است. اینست که مردم تونس لیبی بحرین مصر و ... به رغم سرکوب همچنان بر خواسته هاس خویش پافشاری میکنند و نتیجه ای جز نابودی دیکتاتوران را نمیخواهند. حتی در آخرین قیام تاریخ که قیام امام مهدیست هم ایدئولوژی عاشورا مایه اصلی حرکت ایشانست.
امشب شب قتل حسین سلطان خوبان است زینب پریشان است فردا زمین کربلا از خون گلستان است زینب پریشان است امشب علمدار حسین دارد نگهبانی آن حیدر ثانی فردا تن بی دست او اندر بیابان است زینب پریشان است شبی پر از رمز و راز شبی زیباتر از زیباییهای هستی شبی که به عشق معشوق و شبی که برای دیدار دوست خواب بر چشمان آزادمردان نمی آید. شبی که مردی از تبار فرزانگان برای دیدار جد بزرگوارش و پدر و مادر بزرگوارش آرام ندارد و در اوج تنهایی با شکوهترین لحظات زندگیش را میگذراند. و یارانش در آخرین شب با خدای خویش خلوت نموده و با تلاوت قرآن با خدای خویش آخرین راز و نیازها را میگویند. امشب عباس علمدار سپاه امام حسین چون کوه ایستاده است و زنان و کودکان به آرامی در خوابند چون عباس نگهبان خیمه هاست. چه کسی جرات دارد با وجود عباس به سمت آنها بیاید آیا فردا عباس همچنان از خیمه ها نگهبانی میکند؟!!!!!!!!!! دیو صفتان در کمین راد مردانند ولی افسوس که دل انسانها کور است و خاموش تنهایی ابر مرد تاریخ را نمی بینند و نخواهند دید آیا آیندگان تنهایی مرد بزرگ و حماسه سازی چون او را میدانند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خیز و جامه نیلی کن روزگار ماتم شد دور عاشقان آمد نوبت محرم شد هر که رو به دریا کرد آبروی ساحل شد خنده را ز خاطر برد آنکه گریه محرم شد باز از راه رسید روزگار اندوه آزادمردان و بزرگواران عالم. از غم شاه شهیدان کمر هستی شکست تاریخ هنوز فریاد میزند آیا نیست یاری کننده ای که مرا یاری کند. وای از اندوه و سوگ تو ای خون خدا ای ناموس هستی. هنوز با چشم میبینم خیمه هایت را که میسوزد و کسانی که با هیزم آنرا شعله ور ترش میکنند. حسین جان هنوز غریبی!!!!!!!!!!!!! حسین جان هنوز یاوری نداری!!!!!!!!!!! دلم عدالت ریش ریش است!!!!!!!!!!! و عرض تسلیت به پیشگاه مقدس حضرت حجه بن الحسن العسکری امام مهدی آخرین خلیفه پروردگار منتقم خون امامان مظلوم
کتاب الکترونیکی امام صادق در دو بخش به صورت بسیار زیبا و پر محتوی در جهت خدمت به مذهب غنی تشیع به صورت رایگان برای دانلود گذاشته شده. هر چند فکر نکنم با این دزدیهای کلان مثلا ۳۰۰۰ میلیارد تومن و بعدشم فراری دادن دزد توسط شاه دزد فایده ای داشته باشه اما ما به تکلیف عمل میکنیم کاش امام زمان بیاد و دزد و شاه دزد رو گردن میزد. کتاب امام صادق بخش اول/ ۲۹۸ کیلو بایت دوستان عزیز به یاری خداوند بزرگ و متعال امروز کتاب الکترونیکی خطبه فدک با فرکت جاوا رو براتون گذاشتم ان شاءالله که با دانلود و مطالعه اون به مظلومیت اهل بیت پی ببریم. روی اکثر گوشی ها هم نصب میشه. آسایش دو عالم اگر آرزو کنی باید به آستانه صادق تو روکنی حق راست او طلیعه و دین راست اومدار کز وی بود حقایق اسلام، آشکار هرجا کتاب و مکتب و دانشگهی بود از خوان علم و معرفت اوست ریزه خوار عالم از او کمال و حیات و آبرو گرفت گلزار دین ز تربیتش رنگ و بو گرفت زینت گرفت دفتر خلقت زنام او سیراب شد فضیلت و تقوا زجام او از درک قدر اوست چو کوتاه، دست فکر یک ره نگر فضیلت و قدر«هشام» او منکوب کرد نابغهها را در اجتماع مبهوت ماند خصم قوی از کلام او شاگرد کوچک این همه غوغا به پاکند پیدا بود دگر که معلم چهها کند آب حیات علم، ز غرب آرزو مکن جز از در امام ششم، جستجو نکن ای رهبر بزرگ، تو از دانش و فنون دانشگهی گشودی و بردی تعب فزون و آنگاه با امید، سپردی به پیروان این مکتب عظیم، کز و حق گرفت جان گفتی به شهری ار که هزاران نفر بود یک فرد شیعه برهمه باید که سر بود برای مشاهده ماجرای شهادت به ادامه مطلب بروید ادامه متن در ادامه مطلب قرار گرفته است. می گفت: یکی از علمای اهل سنت به نام سعد الدین تفتازانی در کتاب شرح المقاصد از این راز پرده برداشته و در بیان علت اینکه چرا علمای اهل سنت حاضر نیستند یزید لعن کنند می گوید: فان قلت فمن علمأ المذهب من لم یجوز اللعن علی الیزید مع علمهم بانه یستحق ذلک و یزید قلت تحامیاً من ان یرتقی الی الاعلی فالاعلی. «اگر بگویید پس چرا برخی از علمای مذهب ما لعن یزید را تجویز نمیکنند با این که میدانند یزید استحقاق لعن و بیشتر از لعن دارد؟من پاسخ میگویم که هدف آنها پیشگیری از رواج و سرایت آن به شخصیتهای برتر است» شرح المقاصد، ج 5، ص 311 به یاری خداوند بزرگ و متعال در راستای ترویج فرهنگ مهدویت و خشنودی حضرت بقیه الله الاعظم کتاب غیبت نعمانی که یکی از معتبر ترین کتب شیعه در مورد غیبت امام زمان (عج) میباشد را برای دانلود به صورت رایگان قرار داده ایم که قابل نصب بر روی اکثر گوشی هاست. بعد از دانلود و اجرا صلواتی برای ظهور آقا بفرستید. الهم عجل لولیک الفرج امشب ستون هستی بشکسته گشت و تاریک بالا شد از دو عالم امشب صدای گریان امشب تمام اطفال در ماتم است و افغان امشب به بام کیوان فریاد وا علیاست بزم عزا و ماتم امشب به عرش اعلاست امشب غبار ماتم بر فرق ما نشسته امشب نظام عالم شیرازه اش گسسته هنگام صبحگاهان شد کشته شیر یزدان در سوگ ماتم او دلهاست بس پریشان از خون تارک او محراب گشت خونین گشتند حسین و زینب امشب یتیم و مسکین امشب تمام گردون در ماتمست و ویلاست امشب شب قیامت یا شام قتل مولاست احياء
دين امام حسين (ع) با
قيام خونين خود دين را احياء كرد و اركان دين را حياتي تازه بخشيد و اسلام را كه
تا قبل از آن يك شكل ظاهري صرف داشت روح و جان تازه بخشيد و حقيقت دين را در همه عالم تچلّي
داد. او در كربلا نمودارهاي ديني فراواني را به جا گذاشت و در واقع يك توحيد عملي
و تجسّم عيني از آن ترسيم نمود و اركان آن را استحكام بخشيد. قيام امام حسين (ع) نه
براي انتقام بلكه براي انتقاد عملي نسبت به عملكرد شوم يزيد بر پاشد كه همواره بر
دين ضربه ميزد و جعل دين و سبّ علي (ع) را رواج داده بود. و اين جريان ميرفت تا
جائي كه نگراني ياران و شيعيان امام را فراهم كرده بود.چنانچه انس بن مالك
بر اين وضع ميگريست امّا چارهاي جز سكوت نداشت. بنابراين امام حسين (ع) ديد كه
معاويه و پسرش مكتب را به نابودي و مسلمانان را به انحراف ميكشانند با عزمي جزم و
ارادهاي قوي واردميدان شد. و با خون خود درخت اسلام را آبياري كرد و باگفتار و
هشدار و وعظ و رجز خويش روح وحيات تازه اي به كالبد دين بخشيد.چراكه
مي ديد: " وَ علي الاِسلام والسلام اِذ قَد بَليت الاُمه بَراعَ مِثلَ يَزيد
" 5 بايد فاتحه اسلام را خواند آنگاه كه امت اسلام به والي و حاكمي چون
يزيد مبتلا گردد. گر نبود
حسين نامي ز اسلام نبود ز
خداوند و ز احمد ز علي نام نبود امام حسين (ع) در
راه استواري دين از تنهايي و غربت بيم نداشت و هيچ غم و مشكلي او را از آرمانش جدا
نساخت و در طول راه از شمشيرهاي آخته نهراسيد. و بدين طريق درس استواري و دينداري
را بهمگان آموخت و اساس كلُ يومٍ عاشورا و كُلُ اَرضٍ كَربَلا رابرهمين
مبنارقم زدودرهمين مكتب است كه برادرش ابوالفضل تحت تعليم حضرت در
رجزها و جوهرة كلامش بر همين محور تكيه ميزند وخطاب به دشمن
درميدان كاروزارآنگاه كه دست چپ نازنينش راقطع كردند فرمود : وَ الله
اِنْ قَطَعتُموا
يـَــــميني
اِنــي اُحامي اَبداً عَن ديني وَ عَن
امــــام الصادق
يَقيني
نــجل النَبيُ الطاهِرُ الاَميني اِن كانَ دينَ
مُحَمَد لم
يستقم
اَلا بقتلي فياسيوف خذيني6 بخدا قسم كه اگردست راستم
رانيز از بدنم جدا سازيد تا ابد از دينم حمايت خواهم كرد وبدنبال امام برحق وصا دق
خويش( حضرت حسين(ع) كه پشت سر پيغمبر طاهر امين است)حمايت خواهم نمودو اگر دين
جدّم محمّد (ص) جز به كشته شدن من استقرار نمييابد پس اي شمشيرها مرا دريابيد. وبرادرزاده نوجوانش مرگ
رادراين راه "احلي من عسل"مي خواندوفرزندجواانش سلامت دردين وحفظ آن را
براي درآغوش كشيدن مرگ شرط لازم ميشمرد وازپدربزرگوارش مي پرسد"ابسلامه من
ديني؟" بنابراين يكي ازعلل قيام
آن حضرت همين بود كه يزيد علناً به مخالفت با دين ميپرداخت و به كارهاي زشت خويش
چهره و ظاهر ديني ميبخشيد و با وقاحت تمام آن را از متن دين معرفي و از طرفي
باژستي حق بجانب داد مبارزه با فرزند پيغمبر سرداد و خود زمينه براي جنگ با
حضرت را فراهم كرد.از آنجا كه شهر مدينه آن وقت پايگاه ثقل امام حسين (ع)
بودو مردم نيز پروانهوار گرد آن حضرت جمع ميگشتند حضرت را به كوفه
دعوت كرد و به صحرايي تفتيده ولم يزرع وبدون آب(عليرغم وجوددونهر) وبدوراز وطن
منزل داد.تا درغربت وتنهائي وبدور از چشم يارانش با او به جنگ در آيد.
طبري و ديگر مورخان در اين باره چنين درج ميكنند:((هنگامي كه واليان كوفه اطلاع
يافتند، حسين با يزيد مخالفت كرد و مكّه را پايگاه خود قرار داد نامه دعوت
براي او فرستادند و بنابر شواهد تاريخي دعوت كوفيان از امام(ع) علت اصلي قيام
نبود بلكه فقط اين امر جنگ را در كوفه به جريان انداخت. و اين جنگ چيزي بود كه در
هر شرايطي بالاخره بايد رخ ميداد و بطور اجمال بايد گفت كه علّت اساسي اين قيام،
ضد ديني ها و مخالفتهاي علني يزيد با مقدّسات بود چنانكه امويان از همان زمان
خلافت حضرت علي (ع) مزورّانه به حكومت ميپرداختند و چهرة پليد خويش را در نقاب
دين مي پوشاندند و در زمان امام حسن (ع) نيز معاويه با ظاهر الصلاحي و
شيادي تمام به حكومت مداري پرداخت كه به جهت نابخردي مردم و
عوامفريبي معاويه زمينه براي قيام فراهم نبود.. امّا يزيد كه مردي
سفاك وخشن بوداين بي ديني هاومخالفت ها وجسارتهاراعلني ساخت چنانكه مستانه مي
سرود:
لَيتَ اَشياخي بِبَدر
شُهدوا
وَقعه الخَزرج مِن دمع الاسل
لَعبـت هاشم بالمـلك
فلا خبر
جـاء ولا وحــي نـزل7 يعني:اي كااش پدران من از
سرزمين بدر سرمي كشيدند.و اين واقعه خزرج ( كوفه )راميديدند. وهاشم عبد مناف
جدّ پيغمبر همه گفتههايش در حالت لهو و لعب صادر شد و الا نه خبري از آن سرا آمد
و نه وحي اي نازل شد ؟ و امام حسين (ع) كه نامش
با رشادت و جنگجوئي و دلاوري همراه است براساس امرخداكه فرمود: " وَ
قاتِلوهُم حَتي لاتَكونَ فِتنَهً وَ يَكونُ الّدينَ لله " 8 براي رفع فتنه
اشرارودشمنان دين وبقاي دين خدا(اسلام) وارد ميدان شد. طبق آيه شريفه هدف
اصلي در اين جنگ دفاع از مصالح دين خدا و برپائي عدل و دفع ظلم بود تا كلمه الله
را بر بلنداي هستي همواره متعالي نگاه دارد. چنانكه
حضرت فرمود : " وَ الله اِني لارجوا اَن يَكونَ ، ما اَرادَ
الله بنا خيرا قَتلُنا ام ظفرنا " 9 ..به خدا قسم كه من
بدنبال آن چيزي ميروم كه جزرضاواراده الهي در آن حاكم نباشد حال در اين راه كشته
شويم يا پيروز گرديم . ونيزدراين مقطع اززمان
ودراين اوضاع حاصله ازظلم وبيدادامويان بااين اعتقاد كه"وعلي الاسلام ا لسلام
اذقدبليت الامه براع مثل يزيد"درحالي كه تكيه برشمشيرش زده بود فرمود : " فَما وَجَدتَني
سَيفي الا الجَهاد اوالجحود بما جاء به مُحَمَّد (ص) "10 يعني فلسفه داشتن شمشير
بدست من چيست جز آنكه با آن بجنگم و در غير اين صورت به آنچه از جانب محمّد (ص)
بما رسيده منكر گردم ....وبالاخره حجت رابرهمگان تمام ساخت كه هيچگاه نبايد باهيچ
يزيدي درهيچ زمان سرسازش فروآورد وخاموش نشست. بنابراين نتيجه ميگيريم
كه هدف اصلي قيام امام حسين بر مبناي همان هدايتگريهايي بودكه درراه دين رقم
خوردوهمه جانفشاني هاازبراي اقامه حدود ومباني همان ديني بوقوع
پيوست كه ازجد بزرگوارش به امانت گرفت وبراي تاريخ بارمغان آورد. و شالوده و اساس
قيام خود را چنان ترسيم كرد كه حتي عزاداري و اشك پيرامون آن نيز بر محور دين قرار
بگيرد و يادونام عاشورا بعنوان يك مكتب زنده وپاينده همواره ودرطول تاريخ
غقلت ها و بدعت ها وسستي هاي دردين را بزدايد...والبته دركنارآن درسهائي بزرگ
وماندگار كه همه فارغ از آمال دنيوي و خواستههاي نفسا ني خويش در راستاي اقامه
عدل و احياي حق و اعلاي كلمه الله حركت كنند و دراين راه ازنثار جان و مال دريغ
نورزند.. براين اساس
ايثارو شهادت در كربلا خود جلوه اي ازعبادت و نمايشي عظيم از صلابت
ديني وخود مملو از صحنههاي عبادي بود. براين اساس اهتمام
حضرت به امراقامه نماز آنهم دردل لشكرودرگرماگرم جنگ باآن خستگي وجراحت و در
بياباني تفتيده باآن حال تشنگي مفرط آنهم درمحاصره لشكري بيرحم و متجاوز..همه
وهمه براي حفظ وحراست ازدين ودينداري علي الخصوص اين ركن ركين دين رقم خورد. واين
در حالي بودكه تيرها ميباريدو سعيدبنعبدالله و عمربن قرظه كعبي در اطراف حضرت
پاسباني ميدادند وابوثمامه صاعدي خود را سپر حضرت قرار داده و همه تيرها را بجان
خريد و تا آخر نماز دوام آوردوبالاخره به شهادت رسيد. و ديگر نمازها يي
كه در منزلگاه عسفان و ذات الرقاع و بطن الشمل برپا شد آنگاه كه در آن برخي
ياران حضرت نيز به شهادت رسيدند. . قال الله تعالي:
"حافظواعلي الصلوات والصلوه الوسطي"11 وازآنجمله
است فرصت خواستن حضرت(ع) ازدشمن در آن شب شيدائي عاشوراكه همه اهل حرم
ويارانش دست جمعي تابه صبح به عبادت
ورازونيازباخدابپردازند..."توخودحديث مفصل خوان ازاين مجمل" اندر آن شب كه شب عاشورا
بود
ماه تا ماه سراسر شور بود شاه دين در خيمه با اصحاب
راد
در نياز و ناز باربّ العباد و...اينهمه ازبراي آن
تحقق يافت تا همواره بعنوان درسي ماندگار براي همه كساني كه عزاداري
وسينه زني وتوسل به خامس آل عباراافتخارخودمي دانندباقي بماند.... و بالاخره نماز مخصوصي كه
اركان خاصي داشت و آن تكبيره الاحرامي بود كه به هنگام فرود آمدن از مركب ادا شد و
قيام آن پس از افتادن بر خاك بود و ركوعش با خون و قنوتش با زمزمههاي آرام ملكوتياش
همراه بود و سجدهاش با چهرهاي گلگون بر خاك گرم كربلا برپا شد و بالاخره تشهد و
سلامي كه همزمان با خروج روح از بدنش اداء گشت. سبـب عـزّت موجـود
نـماز اســت زيـنت درگــه معبـود
نــماز است روز وشب گر بر حسينبن
علي گريه كني شرط اول آنكه دهد
سود نماز است گروه سياسي- ۲۶ تیر 88 را باید یکی از تاریکترین نقاط در تاریخ ۳۰ ساله برگزاری نماز جمعه تهران دانست؛ روزی که نمازگزاران تهرانی شاهد برگزاری نماز به صورت مختلط و همراه با سوت و کف و حرمتشکنی بودند اما آنچه تلخی این روز را مضاعف کرد، سخنان خطیب جمعه بود. هاشمی رفسنجانی بعد از 45 روز در حالي برای خواندن خطبه و اقامه نمازجمعه وارد دانشگاه تهران شد که فضای سیاسی کشور پس از آشوبهای خیابانی هفتههای بعد از اعلام نتایج انتخابات، نسبتاً آرام و شفاف شده بود. ایجاد این شفافيت که حاصل تلاش گسترده مجریان و ناظران انتخاباتی و نیروهای امنیتی بود، پس از آن انجام شد که ناظران انتخابات با ارائه اسناد و دلایل متعدد و حتی تمدید پنج روزه مهلت رسیدگی به شکایات، در جهت رفع ابهامات کوشیدند و حتی در آخرین اقدام، به بازشماری تصادفی ۱۰ درصد از کلیه آرا در حضور دوربینهای رسانه ملی پرداختند. این رویه بیسابقه درباره انتخابات و بازتاب آن در رسانه ملی که حمایت آشکار دشمنان ملت ایران از این دودستگیها را به مردم مینمایاند، موجب شد تا حتی آن دسته از حامیان موسوی که با رفتارهای عجیب وی به وجود تقلب در انتخابات ظنین شده بودند و بعضا با حضور در خیابانها آن را ابراز میداشتند، از تقویت این رفتارهای سیاسی مشکوک پا پس بکشند. اما آقاي هاشمي در نمازجمعه 26 تير سخناني ايراد كرد كه از آن نوعي تلقي آتشبياري ميشد. بازخواني اين اظهارات پس از گذشت دو سال، از آنجايي اهميت دارد كه عليرغم شفاف شدن ابعاد فتنه و ارتباطات بيروني آنها، وي تا كنون چندين بار بر مواضع خود در اين مراسم تأكيد كرده است. هاشمي در اين نمازجمعه قصد داشت وجهه فراجناحي از خود نشان دهد اما درايت و بلوغ سياسي حزبالله مانع از اين شگرد شد. با قرار گرفتن هاشمی در پشت تریبون نمازجمعه، برخی از افراد شعارهای تحریکآمیزی را سر دادند که جمع زیاد دیگری از امت حزبالله که بهمنظور خنثی کردن این حرکات تفرقهافکنانه در نمازجمعه حضور یافته بودند، با فریاد کردن شعارهایی مانند "ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند" و "خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست"، مانع از ادامهی فرصتطلبی و سوءاستفاده از مکان مقدس نمازجمعه شدند. همچنین علیرغم ادعاهای برخی از سایتهای فتنه مبنی بر حضور 1،5 تا 2،5 میلیون نفر در نماز، جمعیت شرکتکننده حداکثر در حد نمازهای جمعه ماه مبارک رمضان بود. هاشمي در خطبهی دوم، به غائله چین و کشتار تعدادی از مسلمانان اشاره کرد که این بخش از اظهارات وی با شعار "مرگ بر دیکتاتور" تعدادی از هواداران موسوی همراه شد. هاشمی از این افراد خواست که شعار ندهند که این درخواست وی با سوت و کف آنها مواجه شد. وي سپس در مورد اهمیت حضور مردم، به بیان سوابق خود پرداخت و گفت که از روز اول نهضت و حتی پیش از آن تا امروز، لحظه به لحظه با انقلاب همراه بوده است. وی این همراهی را دلیل بر آگاهی خود از نظرات امام(ره) عنوان کرد و افزود: ما میدانستیم امام(ره) چه میخواستند و اساس تفکر امام چه بود؟ آقاي هاشمي که در اظهارات خود چند بار از اعتماد مخدوششدهی مردم سخن گفت و تأکید کرد كه بنا بر روایات و نظر امام(ره) آنجایی که مردم و رأی آنها نباشد، آن حکومت اسلامی نیست. وی در مورد حوادث پس از انتخابات ادعا کرد: در اواخر دورهی انتخابات در اثر تبلیغات نادرست یا اقدام نادرست صداوسیما بذر تردید در دل مردم پدید آمد. این قسمت از اظهارات هاشمی با تأیید و الله اکبر حامیان موسوی همراه شد اما وي با تکرار درخواست خود از این افراد گفت من خودم دارم بهتر از شما میگویم. او افزود: تردید مثل خوره به جان ما افتاد و برای رفع تردید باید کاری کنیم. بعد از اعلام نتایج شرایط تلخ شد و هیچکس دلش نمیخواست اینطور شود. وی با اظهار اینکه بنده هیچ وقت از این تریبون نخواستم جناحی حرف بزنم و فراجناحی هستم، اضافه کرد: مسئله مهم این است که آن اعتمادی که مردم را که با آن وسعت وارد میدان کرد و امروز قدری مخدوش شده، برگردانید. آقاي هاشمي خاطرنشان کرد: چند پیشنهاد دارم که با جمعی از خبرگان و اعضای مجمع تشخیص مصلحت که به فکرشان اعتماد دارم، بهعنوان راهحل مطرح میکنم، شاید دیگران بپذیرند و عمل کنند. وی در پیشنهاد اول خود همه اعم از نظام، دولت، مجلس، نیروهای امنیتی، نظامی و مردم یعنی بهاصطلاح معترضان را به حل مسائل در چارچوب قانون فراخواند و گفت كه قانون اگر اشکال دارد، باید اصلاح شود، البته بازگرداندن اعتماد، یک روزه و یک شبه نمیشود. هاشمی در توضیح پیشنهاد دوم خود، عملاً به ادامه یافتن مباحث حاشیهای و غیرمستند انتخابات اشاره کرد و گفت: باید فضایی بهوجود بیاوریم که همهی اطراف بتوانند بیایند بهویژه در صداوسیما که مستمعین زیادی دارد، هرکس دلیلش را بگوید، آخرش هم میشود، از مردم پرسید. وی ادامه داد: از فرصت پنج روزهای که رهبر انقلاب به شورای نگهبان دادند، استفاده خوبی نشد، نمیخواهم بگویم، تقصیر چه کسی بود؟ این بخش از اظهارات وی بار دیگر با تکبیر افراد حامی موسوی همراه شد. آقاي هاشمي در بخش پایانی خطبهی دوم نمازجمعه بر آزاد کردن زندانیان بازداشتشده در جریان آشوبهای اخیر و دلجویی از خانواده آسیبدیدگان تأکید کرد. وی همچنین گفت این خطبهی نمازجمعه باید شروع تحولی در آینده باشد و از این مشکلی که متأسفانه الآن بحران شده، عبور کنیم. موسوي و كروبي در اين مراسم حضور داشتند. همچنين همسر و دو دختر هاشمی نیز در نمازجمعه قسمت خواهران بودند. همسر هاشمی که رو به جمعیت نشسته بود، هنگامی که بخش عمدهای از نمازگزاران شعارهای انقلابی سرمیدادند، وی رفتارهای تحقیرآمیزی از خود بروز میداد. تعداد قابل توجهی از مردم نماز را به امامت هاشمی نخواندند. در این نمازجمعه که تقریباً از ابتدای این هفته تبلیغات وسیعی از سوی رسانههای حامی موسوی و برخی شبکههای خارجی برای شرکت در آن انجام شده بود، هیچیک از رؤسای قوای سهگانه و مسئولین ارشد این قوا حضور نیافتند. همچنین از ميان اعضای مجلس خبرگان رهبری و مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز که هاشمی رفسنجانی ریاست وقت این دو نهاد را برعهده داشت، تنها تعداد کمی که وابستگیهای آشکاری به هاشمی داشتند، در صفوف اول نماز به چشم میخوردند. اما در کنار حضور کمرنگ شخصیتها در نمازجمعهی این هفتهی تهران، سایت نزدیک به آقاي هاشمی که از صبح جمعه تلاش زیادی برای تاریخی خواندن این نمازجمعه و القاي حضور میلیونی در آن را آغاز کرده بود، پس از آنکه متوجهی میزان حضور واقعی مردم شد، ترجیح داد طنزی تاریخی! را جایگزین حضور تاریخی کند. این سایت در خبری با عنوان "جمعيت حاضر در نماز جمعه تهران چقدر بودند؟"، نوشت: «در حالي كه رسانههاي داخلي و خارجي حضور مردم در نماز جمعه اين هفته تهران را بيسابقه توصيف كرده اند، برآوردها حاكي از حضور 1،5 تا 2،5 ميليون نفر در اين نماز جمعه است.» این سایت بدون بيان نام این رسانههای گمنام که حضور مردم را بیسابقه توصیف کرده بودند، با یک عملیات پیچیده ریاضی! اضافه کرد: «براساس اين برآورد كه براساس مساحت تحت پوشش حضور مردم صورت گرفته، در صورتي كه ميزان حضور افراد، 3 نفر در هر متر مربع محاسبه شود، با توجه به حضور مردم در 500 هزار متر مربع که علاوه بر دانشگاه تهران، به خيابانهاي اطراف و ميادين و خيابانهاي ديگر نيز كشيده شده بود، جمعيت حاضر بيش از يك و نيم ميليون نفر بوده اند.» اين سایت در ادامه محاسبات پیچیدهی خود!، حدود یک میلیون نفر دیگر نیز به آمار یکونیم میلیونی قبلی خود اضافه کرد: «اما برخي ديگر از ناظران با محاسبه افراد زيادي كه براي حمايت از مهندس موسوي و نه شركت در نماز در ميادين و راههاي منتهي به دانشگاه اجتماع كرده و پس از نماز به مردم پيوسته اند، جمعيت حاضر را تا دو و نيم ميليون نفر برآورد كرده اند.» این سایت افزود: «خودروهای نمازگزاران، نه تنها در کل خیابان کارگر و فاطمی و کوچههای اطراف، بلکه حتی در بزرگراه جلال آل احمد نیز پارک شده بود. پرشورترين نمازجمعه هاي تاريخ تهران در دهه اول انقلاب با حضور حدود يك ميليون نفر و در سالهاي اخير در روز جهاني قدس و روزهاي خاص با شرکت حدود 500 تا 800 هزار نفر برگزار ميشده است.» تکرار تاریخ؛ نماز خواندن با کفش به صورت مختلط اما عجیبترین و تاسفبرانگیزترین مسالهای که در نماز جمعه ۲۶ تیر روی داد، حضور افرادی بود که حتی ابتداییترین آداب نماز را هم بلد نبودند و با اقدامات خارج از شأن و عرف خود، موجب ناراحتی خاطر نمازگزاران را فراهم کردند. این افراد با حضور مختلط در نماز و همچنین عدم رعایت پوشش مناسب، صحنههایی را رقم زدند که انتشار عکسهای آن هم با واکنش شدید مردم متدین روبرو شد. برخی نيز این نماز جمعه را با نمازهای نمایشی گروهکهای چپ و مارکسیست در ابتدای انقلاب اسلامی مقایسه کردند. سلام بر تو ای خون خدا. دوستان به امید خدا می خوام تا حد امکان ابعاد قیام امام حسین رو بنویسم امید که خداوند برزگ ما را یاری نماید. میدونید که هر پدیده ای از چند جنبه بر خورداره حالا چه پدیده های ساده باشه و چه بزرگ چه رسد به رخدادی برزرگ چون عاشورای امام حسین علیه السلام. اساس قیام امام حسین سیاسی بود اما به این معنا نیست که خالی از ابعاد فرهنگی علمی و... باشد در ادامه مطلب تلاش میشود تا حد امکان این رخداد برزگ تشریح شود![]()
![]()
:ادامه مطلب:![]()

لحظات وداع حضرت فاطمه علیهاالسلام
:ادامه مطلب:![]()
:ادامه مطلب:![]()
برچسبها: حضرت زکریا, امام حسین, علامه محمد باقر مجلسی, بحارالانوار![]()
![]()
آن گاه فرمود:« لباسی برایم بیاورید که کسی در آن طمع نکند. میخواهم
آن را زیر لباسهایم بپوشم تا عریانم نکنند. » اهل بیتش لباس کهنهای برایش
بردند.امام آن را چاک زد و به تن کرد اما پس از شهادتش، همان لباس کهنه را
نیز از تن شریفش بیرون آوردند.
![]()
![]()
![]()
مـخـتار زمانی كه تصمیم بر نابودى قاتلان امام حسین(علیه السلام) گرفت، گفت: «دین ما به ما اجازه نمىدهد كه بگذاریم كسانى كه حسین(علیه السلام) را كشتهاند در این دنیا، با امنیت و آسایش زندگى كـنـنـد، آنگـاه در حقیقت، من ناصر و خونخواه آل محمد(صلی الله علیه و آله) نیستم، بلكه كذّاب خواهم بود.
:ادامه مطلب:![]()
![]()
![]()
:ادامه مطلب:![]()

به خود می گفتم در آخر فیلم اسامی کتاب هایی که بر اساس آن فیلم را ساخته اند با تمام مشخصاتشان را نمایش می دهند بیشتر آنها کتاب های تاریخی اهل سنت است اگر دروغ است چرا تاریخ نویسان سنی آن را نقل کرده اند و اگر راست است چرا ملاها و مولوی ها می گویند دروغ است؟
به گزارش شیعه آنلاین، "درّزاده" جوان باهوش و با استعداد است. وی در شهرستان نیکشهر تحصیل می کند و بیش از یک هفته است که به مذهب اهل بیت (ع) گرویده است.
او درباره چگونگی شیعه شدنش چنین می گوید: از زمانی که فیلم مختار از تلویزیون پخش می شد هر هفته این فیلم را می دیدم. خیلی علاقه به این فیلم داشتم. از قسمت هایی که خیلی من را متاثر کرد آنجا بود که صحنه هایی از واقعه ی کربلا را به تصویر کشیده بودند که دل هر سنگی را آب می کرد.
آنجا که امام حسین (ع) و اصحابش نماز می خواندند و آن لعنتی ها به طرفشان تیر پرتاب می کردند دلم شکست و اشک هایم برروی گونه هایم سرازیر شد. به خود گفتم مگر امام حسین (ع) نوه پیامبر نبود؟ مگر پیامبر جلوی اصحاب نوه های خود را احترام و نوازش نمی کرد؟ مگر نه این است که نگه داشتن احترام فرزند احترام به پدر و جد است؟ مگر در قرآن کریم پیامبر نفرموده: از شما هیچ اجر و مزدی در برابر رسالتم نمی خواهم مگر اینکه نزدیکان من را دوست بدارید؟ پس چرا اینگونه فرزندان پیامبر (ص) را به فجیع ترین وضع به شهادت رساندند؟ مگر چه جرمی مرتکب شده بودند؟
مدام این سوالات را در ذهنم مرور می کردم و صحنه های کربلا را تصور می کردم. ولی قضیه برای من حل نمی شد.
از ملاها درباره فیلم مختار سوال می کردم می گفتند: دیدن این فیلم حرام است و این فیلم دروغ را شیعیان ساخته اند برای اینکه اهل سنت را بد نام کنند.
پرسیدم: کجای فیلم علیه شما اهل سنت است؟
گفت: آنجا که عبیدالله بن زیاد مثل سنی ها وضو می گرفت. از دلیلی که آورد در دلم خندیدم و گفتم: ابن زیاد شیعه بود یا سنی؟
گفت: سنی.
گفتم: پس چه توهینی به شما کرده اند. گفت: با حالت تمسخر و خنده دار آن را نشان داده است. دیگر با ملا بحث نکردم که مبادا به من شک کند زیرا اگر کسی با آنها بحث کند وآنها را سوال پیچ کند سریع برچسب تشیع می زنند.
به خود می گفتم در آخر فیلم اسامی کتاب هایی که بر اساس آن فیلم را ساخته اند با تمام مشخصاتشان را نمایش می دهند بیشتر آنها کتاب های تاریخی اهل سنت است اگر دروغ است چرا تاریخ نویسان سنی آن را نقل کرده اند و اگر راست است چرا ملاها و مولوی ها می گویند دروغ است؟
برای من یک سوال مهم پیش آمده بود که چرا اهل سنت مانند شیعه اینقدر به اهل بیت اظهار علاقه نمی کنند؟
وقتی از یک مولوی سوال کردم آیا حاضرید یزید را به خاطر جنایاتی که کرده لعن کنید؟
گفت: نه.
گفتم چرا؟
گفت: خب یک اشتباهی مرتکب شده لعن کردن کار من و شما نیست. لعن کردن کار خدا است و خدا می داند چه کسی را لعن کند و چه کسی را لعن نکند.
گفتم: اگر ما دعا کنیم که لعنت خدا بر یزید باد آیا اشکال دارد؟
گفت: نه.
گفتم: همین کار را حاضرید بکنید؟
گفت: نه!
گفتم: آیا یزید با سه جنایتی که در 3 سال حکومتش انجام داد که سال اول امام حسین (ع) و یارانش را شهید کرد و سال دوم به مدینه حمله کرد و تا سه روز جنایت هایی به بار آورد که زبان از گفتن آن قاصر است و سال سوم کعبه قبله گاه مسلمین را به آتش کشید باز هم شما نمی خواهید او را لعن و نفرین کنید؟ پس چه کسانی مستحق لعن هستند؟!
از یکی از دوستان شماره یک روحانی شیعه را گرفتم و از او این سوالها را پرسیدم. حرف عجیبی زد که تنم را به لرزه در آورد و پنجره ی جدیدی را مقابل من باز کرد.
گفتم: چطور؟ بیشتر توضیح دهید.
گفت: اهل سنت حاضر به لعن یزید نیستند چون اگر یزید زیر سوال برود این سوال پیش می آید که این فرد فاسد و بی دین را چه کسی خلیفه مسلمین قرار داده؟ می گویند: معاویه! پس معاویه با وجود اینکه می دانست فرزندش چنین موجود فاسدی است ولی به زور از مردم برای او بیعت گرفت. پس معاویه در جنایات یزید شریک است و معاویه زیر سوال می رود. حال چه کسی معاویه با این اوصافی که داشت حاکم شام قرار داد؟ جواب می دهند: خلیفه ی دوم عمر بن خطاب.
چون با لعن یزید، عمر بن خطاب زیر سوال می رود حاضر به لعن یزید نیستند تا مبادا کار خلیفه ی دوم زیر سوال نرود.
با تعجب پرسیدم: پس عمر در شهادت امام حسین (ع) دست داشته است؟!
گفت: به صورت غیر مستقیم بله. چون مسیر امامت را عوض کردند و جاده اصلی را کج کردند و آخرش به آنجا رسید که نوه پیامبر (ص) را با لب تشنه بین دو رودخانه شهید کردند و یک سوال اساسی باقی مانده که چرا عمر بن خطاب در دوران خلافتش همه ی استاندارن خود را جابجا کرد و تنها استانداری که نه خلیفه دوم و نه خلیفه ی سوم او را تغییر ندادند معاویه بن ابی سفیان بود؟! آنقدر او را بر سر قدرت نگه داشتند که وقتی زمان خلافت ظاهری امیرالمومنین ایشان تصمیم می گیرد او را از مسند قدرت پیاده کند به جنگ حضرت می آید و خون هزاران مسلمان را بر زمین می ریزد!
از راهنمایی های آن روحانی تشکر کردم و با او خداحاقظی کردم و به خود گفتم: حال که علمای اهل سنت برای زیر سوال نرفتن خلفای خود حاضرند بر تن یزید ملعون لباس قداست بپوشانند پس بسیاری از حقایق است که آن را کتمان کرده اند و حاضر نیستند بازگو کنند تا مبادا بزرگانشان زیر سوال بروند.
از آنجا فهمیدم که راز انکار شهادت حضرت زهرا (س) آن هم در اوج جوانی، همین مسئله ی زیر سوال نرفتن صحابه است و الا هیچ دلیل منطقی و ثابتی برای درگذشت حضرت زهرا (س) ندارند و مولوی ها خود را به این در و آن در می زنند تا دلیل قانع کننده ای برای سوالات بی شمار اهل سنت بیایند!
با این حقایقی که یافتم به هیچ وجه نمی توانستم خود را قانع کنم که در روز قیامت در برابر سوال پیامبر (ص) درباره اهل بیت خود چه پاسخی بدهم جز اینکه به مذهب نورانی اهل بیت (ع) بپیوندم و شیعه شدم.
هنوز خانواده ام از شیعه شدنم خبر ندارند. گاهی درباره امام حسین (ع) و ظلم هایی که در حقشان شده با آنها صحبت می کنم ولی آنها فقط گوش می دهند و هیچ عکس العملی نشان نمی دهند. از خداوند متعال که صاحب قلوب است می خواهم قلوب آنها را به سمت اهل بیت (ع) هدایت کند.
آرزوی دارم خداوند توفیق زیارت حرم مطهر حضرت معصومه (س) و برادرش امام رضا (ع) را نصیب من بگرداند و با فقر اقتصادی که داریم اگر مومنین بانی خیر نشوند بعید است به این زودی ها بتوانم حرم با صفا و نورانی کریمه ی اهل بیت و ثامن الحجج (ع)را زیارت کنم.![]()
![]()
![]()
![]()
نماز مختلط فتنهگران با کفش، پيشنهادهايي بهمثابه تنفس مصنوعي فتنه














![]()
:ادامه مطلب:![]()
| قالب جديد وبلاگ پيچك دات نت |



